هم نفس با من بمان...
کاش می شد درنهایت راه عشق من تشنگی،توتشنگی،کاش نمی گذشت بچگی چرابلبل همیشه نغمه خوان است؟ چراباران همیشه قطره قطره ست؟ چراپروانه ها معنای عشقند؟ چرادرهرکتابی آسمان ها چرابالاتر از احساس عشقست؟
آن گل گم گشته راپیداکنم...
من بی وفا،توبی وفاچه کارکنه با ماخدا
من انتظار توانتظار،من باریدم توهم ببار
من اعتماد،تواعتماد عشقو چرا دادیم به باد
توخستگی من خستگی پس چیه معنیش زندگی
من پردرد ،تو پردرد پاییز واسه چی میشه زرد
من که تو،توکه من پس زیروعده هات نزن
من خاطره تو خاطره بمون تا یادمون نره
من آرزو، توآرزو پس آرزو کن وبگو!
چرا؟!
چرابر برگ شبنم می نشیند؟
چراآلاله های باغ سرخند؟
چرابر روی گل غم می نشیند؟
چرادرخانه ها دریا نداریم؟
چرا درباغچه یاتوی گلدان
گل با برگلی ازرویا نداریم؟
چراجغدان همیشه اشکبارند؟
چرامردم همانندکبوتر
درون خانه هاجغدی ندارند؟
همیشه آبی وخوشرنگ هستند؟
چراهیچ اسمانی رنگ غم نیست؟
چرامردم خدا رامی پرستند؟
چراتصویراز آیینه پیداست؟
چرانیلوفران پیک بهارند؟
چرااحساس در دل ها شکوفاست؟
پیچک دات نت قالب جدید وبلاگ |